محمدامین

محمدامین

آموزشی
محمدامین

محمدامین

آموزشی

مردم دلفان


دلفان نام سرزمین ومردمانی متشکل ازروستاییان و عشایر لک، تخته قاپوشده (یک جان نشین شده وخلع سلاح) است ایشان همچنین نسبت نزدیک خویشاوندی با عشایر کوهدشت لرستان دارند.

طوایف:

دلفانی؛ میربگ؛ کولیوند؛ کرمعلی؛ کاکاوند؛ ایتیوند؛ اولادقباد؛ سنجابی؛ نورعلی؛ چواری؛

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

سنگنبشته خشیارشا - بر دیوارهای دروازه ملل XPa


سنگنبشته خشیارشا - بر دیوارهای دروازه ملل XPa

 

سنگنبشته خشیارشا - بر دیوارهای دروازه ملل XPa

 

 

XPa

 

 

  1. baga vazraka Auramazdâ hya imâm bûmim a-
  2. dâ hya avam asmânam adâ hya martiyam
  3. adâ hya šiyâtim adâ martiyahyâ hya
  4. Xšhayâršâm xšâyathiyam akunauš aivam
  5. parûnâm xšâyathiyam aivam parûnâm fram-
  6. âtâram adam Xšayâršâ xšâyathiya vazraka
  7. xšâyathiya xšâyathiyânâm xšâyathiya dahy-
  8. ûnâm paruv zanânâm xšâyathiya ahyây-
  9. â bûmiyâ vazrakâyâ dûraiy apiy Dâ-
  10. rayavahauš xšâyathiyahyâ puça Hâxâmaniš-
  11. iya thâtiy Xšayâršâ xšâyathiya vašnâ
  12. Auramazdâhâ imam duvarthim visadahyum
  13. adam akunavam vasiy aniyašciy naibam
  14. kartam anâ Pârsâ tya adam akunavam
  15. utamaiy tya pitâ akunauš tyapatiy ka-
  16. rtam vainataiy naibam ava visam vašnâ A-
  17. uramazdâhâ akumâ thâtiy Xšayâršâ
  18. xšâyathiya mâm Auramazdâ pâtuv utamai-
  19. y xšaçam utâ tya manâ kartam utâ tyamai-
  20. y piça kartam avašciy Auramazdâ pâtuv

 

 

ترجمه :

 

خدای بزرگ است اهورامزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را آفرید که خشیارشا را آفرید یک شاه از بسیاری یک فرمانروا از بسیاری .من خشیارشا شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورهایی که مردم بسیار دارند شاه این کشور بزرگ دور و گسترده پسر داریوش یک هخامنشی. گوید خشیارشا : به اراده اهورامزدا این دروازه همه ملتها را من ساختم.بسیار ساختمانهای زیبای دیگر که من ساختم و پدرم ساخت هر آن بنایی که زیباست ما به یاری اهورامزدا ساختیم.گوید خشیارشا : مرا اهورامزدا پایدار دارد و کشورم را و هر آنچه پدرم ساخته آن را اهورامزدا بپاید

 

 

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

سنگنبشته خشیارشا - بر دیوارهای دروازه ملل XPa سنگنبشته خشیارشا - بر دیوارهای دروازه ملل XPa

سنگنبشته خشیارشا - بر دیوارهای بیرونی پلکان شرقی و شمالی آپادانا XPb

 

سنگنبشته خشیارشا - بر دیوارهای بیرونی پلکان شرقی و شمالی آپادانا XPb

پلکان شرقی کاخ آپادانا- کتیبه خشیارشا

 

 

کتیبه XPb

 

 

سنگنبشته خشیارشا - بر دیوارهای بیرونی پلکان شرقی و شمالی آپادانا XPb

 

XPb

  1. baga vazraka Auramazdâ
  2. hya imâm bûmim
  3. adâ hya avam asmâ
  4. nam adâ hya martiya
  5. m adâ hya shiyâti
  6. m adâ martiyahyâ
  7. hya Xšayâršâm xšâ
  8. yathiyam akunaush ai
  9. vam parûnâm xšâyath
  10. iyam aivam parûnâm
  11. framâtâram adam X
  12. shayârshâ xšâyathiya
  13. vazraka xšâyathiya xsh
  14. âyathiyânâm xšâyath
  15. iya dahyûnâm paruv
  16. zanânâm xšâyathiya
  17. ahiyâyâ bûmiyâ
  18. vazrakâyâ dûraiy a
  19. piy Dârayavahaush xsh
  20. âiyathiyahyâ puça Hax
  21. âmanišiya thâtiy X
  22. shayârshâ xšâyathiya
  23. vazraka tya manâ karta
  24. m idâ utâ tyamaiy
  25. apataram kartam ava v
  26. isam vashnâ Auramazdâ
  27. ha akunavam mâm Aura
  28. mazdâ pâtuv hadâ ba
  29. gaibish utâmaiy xshaça
  30. m utâ tyamaiy kartam

 

ترجمه :

 

خدای بزرگ است اهورامزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی برای مردم آفرید.که خشیارشا را شاه کرد.یک شاه از بسیاری یک فرمانروا از بسیاری.من خشیارشا شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورهایی با مردم گوناگون شاه در این زمین بزرگ و فراخ پسر داریوش شاه یک هخامنشی . گوید خشیارشا شاه بزرگ : آنچه من در اینجا ساخته ام و آنچه دورتر ساخته ام همه را به پشتیبانی اهورامزدا کردم .مرا اهورامزدا بپاید با دیگر ایزدان و کشور مرا و هر آنچه من ساخته ام

 

 

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

خرده اوستا

کتاب خُرده اوستا (ویژه ی دانش آموزان رتشتی)

 

 

برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید :


دانلود کتاب خرده اوستا (ویژه دانش آموزان زرتشتی)

 



تبارشناسی زبان لکی

تبارشناسی زبان لکی :

 

منابع گوناگون نظرهای گوناگونی را در مورد تبار زبانی لکی ارائه می‌دهند. چنین به نظر می‌رسد که روند اخذ هویت کردی که از سده‌ها پیش مردم گوران مناطق اردلان (به مرکزیت سنندج) و سرزمین کرمانشاه در بر گرفت، در منطقه لک‌نشین تکمیل نشده و باعث مناقشه‌آمیز بودن موضوع تعلق قومیتی لک‌ها شده‌است. نتیجتاً چنین به نظر می‌رسد که لکی از هر دو زبان کردی‌تبار و لری‌تبار عناصری داراست. با توجه به شباهت بسیار زیاد زبان لکی به پهلوی باستان می‌توان نتیجه گرفت که لکی از بازماندگان زبان مادی است. ایل لک بالاوند ایرانی تبار شامل طوایف بالاوند، اولادها، کاوشوند،خلفوند، بهمنیا روند، پیراحمدوند، لروند کلهر و راجیوند که در منطقه هلیلان و زردلان ساکن هستند از تیره های قدیمی و بومی منطقه و از اعقاب طوایف ساسانیان هستند و بعضی معتقدند که از نسل بهرام گور و به احتمال قوی دارای آیین زرتشتی بوده اند.

 

نظریه کردی‌تبار

گویش‌های جنوبی کردی یا (جنوب شرقی) شامل تعداد زیادی لهجه‌های منفرد و متفاوت نظیر (کرمانشاهی، کلهری، سنجابی، لکی فیلی) در استانهای کرمانشاه، کردستان، ایلام و لرستان در غرب ایران و نیز در شرق عراق می‌باشند.

دانشنامه بریتانیکا لکی را لهجه‌ای از زبان کردی نام می‌برد. و شماری دیگر از منابع نیز لکی را در شاخه زبان‌های کردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌تبار غربی قرار داده‌اند. در کتاب "دائرةالمعارف اسلام" آمده‌است که: در لرستان قدیم برخی اقوام کرد (قبایل لک در شمال و همچنین در بین فیلیها، ایل محکی) زندگی می‌کنند.

دهخدا در مورد لک‌ها و لهجه لکی می‌نویسد: کردهای لکی در لرستان ساکن و خوش هیکل و تنومندند. رنگ آنها گندمی و مویشان سیاه یا خرمایی تیره‌است. لهجه لکی؛ لهجه‌ای از زبان کردی که مردم هرسین و توابع بدان سخن گویند.  دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز، لکی را لهجه‌ای از زبان کردی دانسته‌است؛ زبانشناس کانادایی آنونبی نیز در مورد لکی نوشته‌است که نظر فتاح را قبول دارد که لکی را در میان زبان‌های کردی طبقه‌بندی کرده‌است.

ساختار اصلی دستوری و افعال لکی «همانند دیگر لهجه‌های کردی» در زمره زبان‌های شمال غربی ایرانی قرار می‌گیرد. این ارتباط همچنین با مشاهده بقایای ساختار کنایی (ارگاتیو) در لکی تصدیق می‌شود. در گویش لکی مانند سورانی و کرمانجی ویژگی ارگاتیو مشاهده می‌شود، بنابراین زبان لکی شبیه به کردی و از لری متفاوت است. ولی در لرستان ترکیب و واژه‌های لکی به شکل گسترده‌ای به سوی لری تغییر کرده‌اند.

 

نظریه لری‌تبار

۷۰ درصد واژگان لکی با زبان فارسی مشترک است. ۷۸ درصد با لری خرم‌آبادی و ۶۹ درصد با لری شمالی. لک‌های پیشکوه قویاً خود را لر می‌دانند و لک‌های پشتکوه پیوندهای قوی فرهنگی هم با لرها و هم با کردها نشان می‌دهند.

برخی منابع لکی را در پیوستار تدریجی فارسی-لری-کردی در میان لری و گورانی قرار داده ولی همانندی‌های آن بیشتر به سمت لری می‌دانند. برخی زبان‌شناسان هم لکی را کاملاً در دستهٔ لری طبقه‌بندی کرده‌اند.

زین‌العابدین شیروانی نویسنده کتاب تاریخی بستان‌السیاحه در سدهٔ نوزدهم، لک‌ها به عنوان یکی از ایل‌های لر می‌نامد. در دوران معاصر نیز ح. ایزدپناه نویسنده فرهنگ لکی، کرد دانستن لک‌ها را یک «سوءتفاهم» و ناشی از استفاده واژه کرد از قدیم در معنی مردمان کوچ‌نشین ایرانی‌تبار در سراسر منطقه می‌داند.

در لرستان جایگزینی زبانی به سوی لری در میان گویشوران لکی در جریان است و گویشوران لری نیز به نوبه خود گرایش به استفاده بیشتر از فارسی معیار دارند.